ضمنا در تلاش هستیم که علاوه بر این کلاس، درزمان ومحلهای دیگر کرج نیز بتوانیم این دوره را برگزار کنیم که درصورت تشکیل به اطلاع شما خواهد رسید.
لطفا برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر، با اینجانب تماس بگیرید.
mkouloubandi@gmail.com, 09124358442
کدام کشور ثروتمندترین افراد را به جهان تحویل ميدهد؟ ممکن است فکر کنید این سوالی بسیار ساده است. تنها کافی است نگاهی به آخرین ارقام صندوق بینالمللی پول بیندازید و آنوقت خواهید دید که پاسخ لوكزامبورگ است (با تولید ناخالص داخلی سرانه 102 هزار دلار در سال 2007). ایالات متحده با 46هزار دلار در رده هفتم و بریتانیا با 45 هزار دلار در رده یازدهم قرار دارند.
برخی دشواریهای روش شناختی هم وجود دارند؛ مثلا اینکه چه نرخ ارزی
به کار بگیریم و برای فقیرترین کشورها از جمله لیبی با تولید سرانه 200 دلار و
بروندی با 130 دلار، ارقام تا حدودی حدسیاند. با تمام اینها این ارقام در کل
مجادلهبرانگیز نیستند، مگر آنکه شما «لنت پریتچت» یا «مایکل کلمنس»
باشید.
پریتچت، از مدرسه جان کندی هاروارد و کلمنس از مرکز تحقیقات توسعه جهانی
واشنگتن دیسی معتقدند که پرسش ابتدایی من باید به شکل کاملا متفاوتی پاسخ داده
شود.
پریتچت و کلمنس به جای اندازهگیری درآمد افرادی که هماکنون در لیبی
ساکناند، درآمد افرادی را که متولد لیبی بودهاند اندازه گرفتهاند، بدون توجه به
آنکه اکنون کجا ساکناند.
برای لوكزامبورگ – یا هر کشور ثروتمند دیگری – تفاوت
ناچیزی میان این رقم و رقمهای مرسومتر درآمد ملی وجود دارد، اما برای لیبی این
تفاوت بسیار چشمگیر است: متولدان لیبی به طور متوسط 50 درصد بیشتر از ساکنان لیبی
درآمد دارند. در این ميان لیبی تنها نیست.
کلمنس و پریتچت دریافتهاند که درآمد
متولدان سومالی دوبرابر درآمد ساکنان آن است و درآمد متولدان گینه بیش از دو برابر
ساکنان این کشور.
این تفاوتهای چشمگیر، توضیح سادهای دارند: بسیاری افراد فقیر
با مهاجرت از کشور زادگاهشان ثروتمندتر شدهاند. کلمنس و پریتچت برآورد کردهاند که
«دو نفر از هر پنج مکزیکی که از چنگال فقر گریخته اند این کار را از طریق فرار از
مکزیک انجام دادهاند؛ هاییتیهاییها چهارنفر از هر پنج نفر.»
در اینجا
نکتهای هست: کلمنس و پریتچت ميخواهند بگویند که مهاجرت، بسیاری از مهاجران را
ثروتمندتر كرده است. معیارهای سنتی درآمد، معمولا این حقیقت را نادیده
ميگذارند.
ما در کشورهای ثروتمند، اغلب ميپرسیم که آیا مهاجران ميتوانند
وضعیت ساکنان کنونی را بهبود بخشند یا خیر و کمتر از وضع خود آنها ميپرسیم.
همینطور، رفاه مهاجران بهندرت در مباحثات کشورهای در حال توسعه یا موسسات
توسعهای نظیر بانک جهانی طرح ميشود، زیرا مهاجران دیگر در کشورشان نیستند.
به
این شکلی که بحث مطرح ميشود، مزایای مهاجرت اغلب نادیده گرفته ميشود. تصور کنید
فردی را که با مهاجرت از لهستان به انگلستان درآمد خود را از 10 هزار یورو به 15
هزار یورو افزایش ميدهد (درآمدی که در کشور خودش بالای متوسط و در انگلستان زیر
متوسط است).
یک محاسبه ساده ميگوید که او درآمد متوسط هر دو کشور را کاهش داده
است؛ این مطلب با وجودی که او هیچکس را فقیرتر نکرده و خودش را نیز بسیار
ثروتمندتر کرده است صادق ميباشد.
این سنجه درآمدی، آخرین نمونه از سنجههای
جایگزین تولید ناخالص داخلی است که معیار استاندارد اندازهگیری اقتصاد به شمار
ميرود. سایر سنجهها – که هرکدام از اقتصاددانان برنده نوبلی چون آمارتیا سن،
دانیل کاهنمان و جوزف استیگلیتز از یک کدامش دفاع کردهاند – سعی ميکردند GDP را
به گونهای تعدیل کنند که مثلا اثر منابع طبیعی، آموزش و بهداشت یا حتی شادی را در
بر بگیرد.
من گاهی از خود ميپرسم آیا این سنجههای جایگزین واقعا تفاوتی در
سیاستگذاری ایجاد خواهند کرد؟ به هرحال، هیچ دولتی تا به حال سعی نکرده است GDP اش
را ماکسیمم کند، پس چرا اینقدر پیگیر، به دنبال اندازهگیری چیز دیگری
باشیم؟
پریتچت معتقد است، چگونگی طرح بحث واقعا اهمیت دارد.
او به من ميگفت:
«من دیوانهام. بله، اما فکر ميکنم حقیقتا ميتوانیم شیوه بررسی این موضوع را
تغییر دهیم.»
منبع: دنیای اقتصاد
هفته کارآفرینی

هفته کارآفرینی گرامی باد

به مناسبت هفته کارآفرینی، روز سه شنبه 89/02/07 سمینار دیدار با کارآفرینان از سوی مرکز خدمات اجتماعی و کارآفرینی شهرداری منطقه 2 برگزار شد که سخنرانی اینجانب در مورد فرآیند کارآفرینی ارائه گردید.
اخبار و فایلهای مرتبط متعاقبا در اختیار شما قرار خواهد گرفت
با تشکیل تیمی متشکل از تعداد محدودی از همکاران، در خریدهایتان صرفه جویی کنید. مثلا با خرید مواد مصرفی مانند سی دی، کاغذ پرینتر و امثال آن به طور عمده و تقسیم آن بین خود، می توانید مقداری از هزینه هایتان را کاهش دهید.

